مرتضى مطهرى

30

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بالخصوص در شفا و اشارات چندين برهان اقامه مىكند . ديگران نيز براهين ديگرى اقامه كرده‌اند . صدرالمتألهين برهانى كه مبتنى بر اصول خاص خودش است و همرديف برهان صديقين است اقامه مىنمايد . در باب تجرد نفس از ارسطو چيزى نرسيده است . اساساً از نظر تاريخ فلسفه معلوم نيست كه ارسطو قائل به تجرد نفس و بقاى آن بوده است يا نه ؟ دو شارح بزرگ اسكندرانى ارسطو ، اسكندر افريدوسى و ثامسطيوس ، دو عقيدهء مختلف در اين زمينه داشته‌اند « 1 » . مسلمين در اثبات تجرد نفس اهتمام زياد به خرج داده‌اند . صدرالمتألهين در شرح هدايه مىگويد : « هر كس بخواهد براهين تجرد نفس را مطالعه كند به كتب بوعلى و شيخ اشراق مراجعه نمايد » . بوعلى رساله‌اى خاص در اين باب دارد به نام الحجج العشر . خود صدرا در جلد چهارم اسفار يازده برهان اقامه مىكند . نگارنده در گذشته مجموع براهينى را كه صدرالمتألهين در كتب مختلف خود از اسفار و شواهد الربوبية و مبدأ و معاد و غيره آورده است برآورد كرد ، پس از حذف مكررات چهارده برهان بود . البته ارزش اين برهانها يكسان نيست ، برخى از آنها چيزى شبيه مؤيد است نه برهان واقعى . تغيير محتوا يك سلسله مسائل است كه قدمت دارد ولى خالى از نوعى ابهام نبوده است . اين مسائل تدريجاً تشخص يافته و از ابهام خارج شده است و در حقيقت هر چند نام و عنوان همان است كه بوده است ولى محتوا تغيير كرده و دگرگون شده است . صورت تغيير يافتهء مسأله در فلسفهء اسلامى طورى است كه به فرض به طرح كنندهء اولى و اصلى مسأله عرضه شود ، مصداق « گر تو ببينى نشناسيش باز » است . به عقيدهء ما « مُثُل افلاطونى » از اين قبيل است . افلاطون نظريهء خاصى دارد كه به نام « مثل افلاطونى » معروف است . ارسطو منكر آن است و در دورهء اسلامى بوعلى سينا سخت بدان مىتازد و برعكس ، شيخ اشراق آن را تأييد و اثبات مىنمايد . ميرداماد با اينكه مشّائى مسلك است طرفدار آن است و صدرالمتألهين سخت از آن دفاع مىكند و بوعلى را مورد حمله قرار مىدهد .

--> ( 1 ) رجوع شود به كتاب مقالات فلسفى جلد اول ، مقالهء « پرسشهاى فلسفى ابو ريحان از بوعلى » .